نامه۳۶۸

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
چم شده دیوونه شدم !؟چرا با یه ریکوست بهم میریزی !واس کی واس چی !کلا انگار رو پیشونی من نوشته یکطرفه !اما اینو نمیدونم چرا یا اصن چجور ممکنه چطور با عقل جور در میاد ک از این ادم خوشم بیاد ادم منفوری که ازت بدش میاد ادم منفوری که همهجوره دلتو شکونده ....باو بیخیال خر کی باشه ک دل منو بشکونه...بره گمشه ازش بدم میاد ..نه اون منو میخواد نه من اونو میخوام پ این فکرای الکی چیه !دیگه هم بهش فک نخواهم کرد ف! حالا خوبه ریکوستشو قبول نکردم اگه قبول کرده بودم چی !بره گمشه اصن + نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 1:27&nbsp توسط سایه  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :

انگار رو میشونی من نوشته تو برو حساب کن ..چقد پروهن این بچه ها ..تو اینو بگیر حساب میکنیم ..گووززز‌ تا حساب کنن ...اه !ینی چی چرا من سریع حساب کتاب میکنم باشون  اما اونا!گوزوها ...پولمو بدین !فک کردن چون وضع مالی ماخوبه باید کش برن گه خوردن حالا میبینین تلافیشو سرشون درمیارم ...نوشتم دقیق باید پولمو بدن !انگار سر گردنس!ایش!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 16:8&nbsp توسط سایه  | 

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
می‌دانم. می‌دانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد. می‌دانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است. باید نیرو، کنجکاوی، کوری داشت. حتی لحظه‌ای هست، در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید: اگر کسی بهش فکر کند، این کار را نخواهد کرد. می‌دانم که من دیگر هیچ‌وقت نخواهم پرید. #ژان_پل_سارتراز کتاب: تهوع ..... یه چند روزه همش غر میزنم میگم خردرونم که مرده بود زنده شده دلم شوهرمیخواد دلم یار میخواد 😂یمدت هیچی نه دلم میخواست نه اصلا به این موصوع فک میکردم دوباره ب کلم زده ..که دلم میخواد منم یکیو دوس داشته باشم ..یکی ک ادم باشه و کلا تاحالا نشده که دوطرفه بشه تو زندگیم اصلا کسی نیومده ک بخواد یطرفه دوطرفه بشه ولی اگه همون خوش اومدن از کسیو بخوایم حساب کنیم دوطرفه نشده ....بیخیال الان این متنه میگه وقتی منتطر باشی که کسیو دوس داشته باشی نمیشه و این اتفاق نمی افته ..خب من که مدت خیلی زیادی اینطور نبودم اما بازم اتفاقی نیوفتاد!😃ولی خدایی کمبود کسی که حرفامو بفهمه به همون چیزایی فک کنه که من فک میکنم رو حس میکنم این ربطی ب پسربودنش هم نداره وقتی یه سلیقه ای داری که بت میگن بی سلیقه ولی از نظر خودت خیلی هم خوبه و البته که برامم مهم نیست که میگن بی سلیقه ولی خب دلم یکیو میخواد که ب دنیا از همون زاویه که من نگاه میکنم نگاه کنه ... +
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
غرض رنجیدن ما از دنیا بود که حاصل شد !

همه جوره

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 9:20
برچسب‌ها :
نشسته سر مبل میگه مامان منو اشکان و مهرداد یه عالمه فوش نوشتیم روی برگه ای گذاشتیم دمه خونه الیاس که دشمنمونه بعد نوشتیم از طرف سه نفر از بچه های کلاسمون و زنگشونو زدیم و در رفتیم!امروز اون سه نفرو بردن دفتر ! واکنش من 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 مامان بنظرت خدا منو میبخشه!؟ گفتم آجی مگه مامان خداس که ببخشه نه نمیبخشه  مامانم ؛ولش کن بچه رو یه ساعت باش حرف زده که اگه پشیمون شدی ازین کار بد و قول بدی هیچوقت تکرار نکنی این کارو اره میبخشه من ؛نه نه نمیبخشه🤣 چه قدر فضولن این بچه های جدید من کوجیک بودم انگار پلیس بودم همش میگقتم زشته نه نکنین و اینا ولی حالا بجاش فصولی و فعالم + نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 18:55&nbsp توسط سایه  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 23:13
برچسب‌ها :
همش دلم میگیره همش تنم اسیره خنجر زدم خوب نشد ... اصلا حال نوشتن ندارم ..موضوعیم ندارم....زندگیم اتفاق خاصی نمی افته این روزا...شایدم نمیخوام ببینم...حتا وقتی دلم یه بستنی میخواد و نمیشه .... پ ن ؛ نه هیچی ولش کن ..چقد ک من خرم ...خدایا چرا دوباره تنها شدمچرا فک میکردم ....هیچی اصن نمیخوام بگم...بدرک..فقط یه چیزی .... دیگه هیجوقت تو زندگیم با هیچکس صمیمی نمیشم...دیگه هیجوقت ب دوستی کسی اعتماد نمیکنم ...دیگه نمیخوام و نمیزارم کسی بهم نزدیک بشه...چقد خر بودم ک فک میکردم نزدیکم بش...رفت پاک شد از ذهنم از همه چی  + نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 2:10&nbsp توسط سایه  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:47
برچسب‌ها :
منه خر یه ساله از یکی تو دانشگا خوشم میاد ولی اسمشم نیدونم امروز ب بچه هاگفتم که اینه بعداز یه سال...کثافتای خر تا دوباره دیدنش خندیدن و جلو روش هی اسممو صدا زدن ‌..وای دلم میخواد بمیرم ....اه خدا کنه نفهمه ...البته خیلی اخمو تر از اونه که بفهمه نگاهم نمیکرد و نمیکنه ولی کلن نمیخوام .وای خدا امپرم رفت رو هزار بشون گفتم واقعا که خوشم نمیاد و دعوا ک نگین دیگه ....دوستای خر میگن خو چیه میخوایم بش بگیم !وای اصن یه وصعی الان که تو جلسه نشستم ولی از دست اینا + نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:10&nbsp توسط سایه  | 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:47
برچسب‌ها :
۲ گیگ دارم باید تا امشب تموم کنم !!!پوکر فیس!چی کنم ینی !
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:47
برچسب‌ها :
این سریال هم تموم شد "اشنایی بامادر"...ب خودم قول میدم فلن فیلمی نگا نکنم یه مدت کتاب بخونم بیشتر دارم فک میکنم کتابایی که خوندم کمه و اونایی که میخوام بخونم زیاد ... واما اشنایی بامادر برخلاف دوستم که فک میکنه خیلی بد تموم شد بنطر من خیلی هم خوب تموم شد تقریبا یه ساعت داشتیم کل کل میکردیم راجب فیلم وقتی رابین و بارنی طلاق گرفتن ناراحت شدم ولی وقتی رابین و تد بهم رسیدن خیلی خوشحال شدم و بنظرم پایان بدی نبود براش حالا ن بهترین ولی خوب بود ولی درکل فصل ۸ و نه زیاد جالب و خنده دار نبود سریال خوبی بود و کلی خندیدم پاش  کاشکی ادم بتونه چنتا دوست مثل اینا پیدا کنه و اینطوری با هم خوش باشن و بگن و بخندن و در همه جور حال و احوال کنار هم باشن...و پشت هم باشن... هرکی سریالو ندیده ب هرحال ا
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:47
برچسب‌ها :
ف خر واسم ریکوست داده تازه دوباره 😒بعد یه سال دقیقا
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 19:47
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها